معلومات مختصر در مورد قرلق های افغانستان

تعرفه تبلیغات در سایت

معلومات ی مختصر در باره قرلق های افغانستان

مقدمه

قرلق :این کلمه در افغانستان یک کلمه ی است که برای بسیاری از شهروندان نا آشنا است،‌و در اکثر موارد با گرفتن نام قرلق در پیوند نام یک افغان، سایر هموطنان ما تعجب می کنند؛ زیرا با آن نا آشنا هستند، و آن را در بعضی از موارد به تمسخر می گیرند.

حقیقت امر اینست که از نظر ادبیات دری و پشتو که زبان رسمی افغانستان است این کلمه چندان هم آشنا نیست، و این یک امر طبیعی است زمانی که یکی از این اقوام افغانستان این کلمه را می شنوند،با آن به گونه نا آشنا برخورد می کنند.

این برخورد تا حدی هم موجه است زیرا؛ قرلق یک کلمه دری و یا پشتو نیست، که همه شهروندان با آن انس داشته باشند وآنرا به عنوان یک کلمه بپذیرند که معنی درستی برای آنان ایفا نماید؛اما آنچه برای هموطنان ما، قابل تامل و تا حدی غیر عادی به نظر می رسد که این کلمه را از کسانی می شنوند که بهتر از خود شان دری صحبت می کنند و هیچ اثری از کدام زبان متفاوت در طرز بیان آنها دیده نمی شود و این امر تا حدی ممکن یک فرد را کنجکاو می کند.

این بسته را بخاطر می نویسم که این امر برای همه مردم ما واضح شود؛ زیرا به عنوان یکی از کسانی که در پیوند نام خویش این کلمه را به عنوان تخلص گذاشته در اکثر جا های که این کلمه را به عنوان تخلص خویش بیان کرده ام با پرسش های گونا گون ،از معنی تا وجه تسمیه این کلمه مواجه شده ام.

در این بسته نخست به این کلمه بگونه مختصری بیان خواهد شد،‌و در بخش بعدی به وجه تسمیه،پیدایش و تکامل آن تا امروزمی آید.

مفکوره تهیه این مجموعه کوچک معلوماتی زمانی در ذهنم خطور کرد که، با وجود اینکه همواره از بیان آن در میان کسانی که اصلن با این کلمه آشنایی نداشت و از شندیدن آن نوعی کرداری آنان تغیر می کرد، باز هم تعدادی کسانی که این کلمه را در پیوند نام شان گذاشته اند، هر روز بیشتر از پیش می شوند، شرح این موضوع را می توان از شبکه های اجتماعی که بخشی بزرگ از فعالیت های اجتماعی هموطنان ما ،‌و مظهر بیان اندیشه های متفکر ما دانسته می شود، به خوبی دریافت که تا چه اندازه  این قوم در سطح افغانستان از نفوذ برخوردار هستند.

آنچه بیشتر وجدان آگاهان این ملت را می آزارد  این است، که چرا این قوم با چنین نفوذی دارند در حاشیه ها به سر می برند، و حتی این نام برای بسیاری از هموطنان ما نا آشنا است.

بر اساس تحقیقی که در یک سال گذشته در این مورد صورت گرفته است، نشان می دهد، که این قوم در ،شبه قاره هند، کشمیر و پاکستان نیز مسکن گزین هستند.این تحقیق علاوه کرده که تعداد این قوم در افغانستان به (دو نیم ملیون تن ) می رسند.

با توجه به جامعه چند ملیتی که افغانستان دارد، می توان گفت: که اقلیت ها در این کشور ماننده این است، که یک تعمه کوچک به دهان اژدها های بزرگ فرو رفته اند، که اصلن حقوق به عنوان یک شهروند به آنها داده نمی شوند.

بحث اینکه این قوم چه تاریخی را در افغانستان رقم زده اند، و یا چی شاهکاری های را داشته است محوری بعدی است؛ اما در نخست روی وجه تسمیه آن بحث می کنیم.

نخست به گوناگونی این واژه و تغییرا ت که طی تاریخ به آن وارد شده است، می پردازیم.

نام های مختلف قرلق در ادوار تاریخ

این واژه در اداوار تاریخ به نام های مختلف بیان شده است، بطور مثال: به نقل از کتاب  قرلق ها در مسیر تاریخ نسبت به نوع گوناگونی این واژه آمده است،«در منابع فارسی و عربی بصورت قرلغ، خورلیق،قرلوغ یا قرلیغ، قارلوق، خورلیخ،و خلخ ضبط شده است، و امروز شکل انکشاف یافته آن بنام( قرلق )مبدل شده است.

معنی لغوی قرلق

مشهور ترین این نام های( قرلق ، خرلخ ) است، در رابطه به معنی این کلمه ها  در همین کتاب چنین آمده است:

  1. قرلق : این کلمه به نقل از اسطوره های تاریخ به معنی (صاحب برف) معنی شده است. وجه تسمیه آن در پاراگراف های بعدی میاید.
  2. خلخ به نقل از لغت نامه دهخدا: خلخ ،شهر بزرگ است در ترکستان که مشک خوب از آنجا آورند و خوبان را بدانجا نسبت کنند، چه مردمان آنجا در جمال و حسن ظرب المثل اند.

شعر از ویس رامین در این مورد

دوصد سرو روان از چنین خلخ                   بنفشه زلف ونرگس چشم گل رخ

وجه تسمیه این واژه

در مورد این کلمه تبصره های مختلف شده است، اما در این مورد بصورت مختصر و کلیدی ترین معنی آن را بیان می نمایم.

در مورد "قرلق " و نام گذاری این قبیله نظریات مختلف اسطوره ئی و تاریخی موجود است که نممونه چندی آنرا تذکر میدهیم:

زمانیکه آغوز خان پس از فتح ولایت غور و غرجستان به یورت اصلی خودت مراجعت میکرد در راه به کوه بزرگ رسیدند و برفی عظیم بارید، یاساق و فرمان آغوز خان آن بود که هیچ کس به هیچ علت و سبب از لشکریان باز نماند و جدا نگردد ، چندین خانه واربه سبب برف باری زیاد از آغوز خان تخلف کرده و از لشکریان او جدا گردید، وقتیکه آغوز خان به یورت اصلی و قدیم بازگشت و آن خانه وارها را که به سبب برف زیاد بازمانده بودند"قارلوق (صاحبرف ) " نام گذاشته و تمامی اقوام" قرلق " از نسل این جماعت پیدا شده است.

نظر دیگر اینکه اسپ آغوز خان که بسیار مورد علاقه اش بود رم خورده به کوهی یخ بالا رفت هیچ کس از فرط یخ و برف نمی توانست به کوه بالا برود، یکی از قهرمانان سپاهی آغوز خان به کوهی یخ بالاشده و پس از نه روز اسپ آغوز خان را برگردانیده، نزد آغوز خان آورد، چون روی آن مرد قهرمان برفی و سفید شده بود، آغوز خان او را دید"قارلوق" صاحب برف نام نهاد.

در باره رویداد های تاریخی دیگری "قرلق ها گفته می شود؛ به بدخشان در تاریخ در باره وجه تسمیه قرلق چنین نوشته است: پادشاهی شش نفر از سواران آنها را به جنگی فرستاده بود و ایشان از بدی حادثه در برف گیر ماندند، زمانیکه از خطر خلاص شدند به نزد پادشاه برگشته و گفتند (قار=برف و لیغ یا لیغ = مانده ) یعنی در برف گیر مانده اند. این قوم با غیرت جز جنگیدن از سوی امرا وظیفه ی دیگری نداشتند و در جنگ ها مغلوب هم نمیشدند از بی گاری ها معاف بودند، از پادشاهان فرمان معافیت از کاری بیگاری را داشتند،‌حتی امیر عبدالرحمن خان اسناد شان را دیده بر ایشان فرمان معافیت از بیگاری را صادر نموده بودند.

نویسنده: عبیدالله قرلق

معلومات بیشتر در نوشته بعدی 

نویسنده : بازدید : 23 تاريخ : جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 14:34
برچسب‌ها : معلومات مختصر در مورد,معلومات مختصر درباره ولایت بامیان,معلومات مختصر درباره افغانستان,معلومات مختصر در مورد افغانستان,معلومات مختصر درباره احمد مسعود,معلومات مختصر در باره,معلومات مختصر درباره سیب,معلومات مختصر درباره کامپیوتر,معلومات مختصر در باره شهر کابل,معلومات مختصر در مورد کامپیوتر,